تبلیغات
حقایقی ازقرآن،نقدوهابیت،پاسخ به شبهات وهابیت.

                                              

 سلام دوستان عزیز

 

                    تصمیم گرفتم درباره وهابیت اعم از تاریخچه ،عقاید، شبهات وپاسخ به شبهات آنها 

                   بصورت خیلی منطقی واستدلالی از آیات قرآن به یاری خداوند، مطلب بنویسم

                  امیدوارم ما را در این مسیر با نظرات وپیشنهادات خود یاری نمائید.

                                       ومن الله التوفیق.


نوشته شده توسط محقق گمنامدر تاریخ : سه شنبه 12 اردیبهشت 1391

 اعتقاد وهابیها وپیشوای آنان ابن تیمیه درباره خداوند وصفات او

محمد بن عبدالوهاب  موسس فرقه وهابیت ، احمد بن تیمیه

 وشاگردان وپیروان خود را موحد ویکتا پرست دانسته وبوسیله پندارها وخیال بافی هایی که به آن پایبند ومعتقدند وبا تمام مسلمانان به مخالفت ورزیده اند، مدعی هستند که از ساحت قدس توحید حمایت کرده ونگذاشته اند آلودگیهای شرک بر آن راه یابد وتنها ایشانند که موحد ویکتاپرست هستند ودیگر مسلمانان وفرقه های اسلامی همه کافر ومشرکند. لکن در حقیقت احمد بن تیمیه ومحمد بن عبدالوهاب وتابعان این دو با توحید به شدت مبارزه کرده وبه مرزهای آن تجاوز نموده وپرده های توحید را پاره وحجاب آنرا دریده اند وبه خداوند متعال آنچه سزاوار ساحت قدسش نیست نسبت داده اند.در حالی که خداوند متعال پاک و منزه است از آنچه ستمگران وجاهلان ونادانان به او نسبت می دهند.

اینان برای خداوند جهت وسمت ثابت کرده. گاهی خدا را بالا وگاهی روی عرش قرار می دهند وعرش را در بالای آسمانها وزمین می دانند ومی گویند: خداوند حرکت دارد به آسمان دنیا فرود می آید وآمدن ورفتن ونزدیکی ودوری را به معنای حقیقی آن برای خداوند ثابت می دانند. ونیز صورت ودو دست ، دست راست ودست چپ وانگشت وکف دست و دو چشم همه را بمعنای حقیقی برای خداوند ثابت می دانند واین مطالب صراحت دارد که : اینها خداوند را جسم ودارای پیکر واعضاء وجوارح می دانند.

وهابیها الفاظی که درباره صفات خداوند متعال وارد شده به معنای حقیقی گرفته ومحبت ورحمت ورضا وغضب ومانند اینها که در انسانها هست ، برای خدا ثابت نموده ومی گویند : خداوند سخن می گوید بطوری که جوهر صدای او آشکار می شود.در حقیقت اینها خداوند را محل برای ورود حوادث قرار داده  که لازمه دارد خداوند موجودی حادث باشد و قدیم وازلی نباشد.

ابن تیمیه معتقد است که : واقعا خداوند جسم و دارای جهات وبر روی عرش قرار گرفته ومانند انسان با صدا وحروف صحبت میکند.  ابن تیمیه در کتاب الفتاوی ج5 ص 192 می گوید :( آنچه در قرآن وسنت ثابت شده واجماع واتفاق  پیشینیان بر آن است، حق می باشد. حال اگراز این امر، لازم آید که خداوند متصف به جسمیت شود اشکالی ندارد.زیرا لازمه حق نیز حق است.)

 در بیین جامعه مسلمین او اولین کسی است که این چنین سخن گفته وگزافه گوئی کرده ودرباره آن کتاب نوشته مانند کتاب (العقیدة الحمویه) و ( الواسطیه ) وغیر این دو کتاب . وبه همین جهت علمای همزمان او حکم به کفر وگمراهی او نموده وحاکم وقت را وادار کردند تا او را بکشد یا به زندان بیفکند.لذا از طرف حکومت بازداشت شده وبه مصر آورده شد وعلما با او مناظره نمودند ودستور دادند او را به زندان بیفکنند ودر زندان بعد از اینکه توبه کرد ودوباره توبه را شکست از دنیا رفت.

احمد بن حجر هیتمی مکی شافعی صاحب کتاب(صواعق) در کتاب دیگرش بنام ( الجوهر المنظم فی زیارة القبر المکرم) در فصل زیارت گفته است: ابن تیمیه نسبت به پیشگاه قدس ربوبی جسارت کرده وپرده های عظمت الهی را دریده وبالای منبر در حضور جمعیت اظهار نموده که : خداوند متعال جسم ودارای جهت است.


     اعتقادات وهابیها وعقاید مهم وضروری آنها ونقد این اعتقادات

 به حول وقوه الهی در این مقاله اعتقادات وهابیها وآنچه که مذهب آنها به آن بستگی داره وبه منزله ریشه ومحوری است که رفتار وکردار آنها، حول آن می چرخد مورد بحث وبررسی قرارمی گیرد. مانند اعتقاد آنها به :

           اجتهاد آنها در دین.                             

         درباره خداوند وصفات او

          درباره پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم 

          پیامبران دیگر ومومنین ومردان صالح خداوند وقبور مطهر آنها.

           درباره همه مسلمانان

           مسئله بدعت

           شفاعت

          توسل

           تبرک

           دعا

           وغیره...

  

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

                        (( اما مسئله اجتهاد در دین ))

وهابیها که  خود را پیرو مذهب امام احمد بن حنبل می دانند برخلاف بقیه اهل تسنن، اجتهاد در احکام را مسدود نمی دانند ولازم نمی دانند در احکام از یکی از چهار عالم معروف اهل تسنن( شافعی ، مالکی، حنبلی ،حنفی ) تقلید کنند.بلکه گاهی برخلاف آنها اجتهاد کرده ورأی تازه ای صادر می نمایند.


                            شباهت وهابیت با خوارج (2)

7-پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم درباره خوارج فرمود: اینها از دین بیرون می روند همانطور که تیر از کمان بیرون می رود.

نظیر همین مطلب را پیغمبر اکرم درباره وهابیها فرمود.

احمد بن حنبل در مسندش از ابن عمر نقل نموده که پیغمبر اکرم فرمود: بارالها شام ما را برای ما با برکت بگردان. بارالها یمن ما را برای ما با برکت گردان.بعضی از صحابه گفتند: ونجد مارا. حضرت دوباره دعایشان را تکرار کردند وباز اصحاب گفتند : ونجد مارا .حضرت فرمود : در نجد لغزشها وسختیها وفتنه ها برپا شود ودر آنجا تابعان شیطان ظهور میکنند.

همین روایت را بخاری در کتاب (فتن) از ابن عمر نقل میکنه.

ترمذی هم در کتاب مناقبش واحمد در مسندش ومسلم در صحیحش ومالک در الموطاء نقل میکنند: پیغمبر در حالیکه مقابل مشرق (منظور نجد است  چون نجد در سمت شرق مدینه واقع شده) قرار گرفته بود فرمود: ابتدا کفر از این طرف است از جائی که تابعان شیطان پدید آیند. در تمام این احادیث این جمله مشترک است( من حیث یطلع قرن الشیطان)

بخاری به سند خود از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نقل میکنه که فرمود: مردانی از طرف مشرق زمین خروج می کنند. آنان قرآن می خوانند ولی از گلویشان تجاوز نمی کند.از دین خارج میشوند همانگونه که تیر از کمان خارج میشود وعلامت آنها تراشیدن سر است.

قسطلانی در ارشاد الساری ج15 ص626 در شرح این حدیث می گوید :)من قبل المشرق ) یعنی از طرف شرق مدینه مثل نجد ومانند آن.

 می دانیم که نجد مرکز وهابیها وموطن اصلی آنان بود که از آنجا به دیگرشهرها منتشر شدند. وهمچنین  تراشیدن موی سر وبلند گذاشتن ریش از شعارها ونشانه های آنان بود. 

در کتاب قاموس مکانها وبقعه ها آمده: شهرهای نجد در شرق شهرهای حجاز واقع شده وآن شهرها دو قسم اند: نجد حجاز ونجد عارض. واز شهر های نجد، قرامطه ومسیلمه کذاب ووهابیها بیرون آمدند وپایتخت نجد، شهر ریاض است.

یکی از کسانی که با وهابیها به مبارزه برخواسته وکتابی در رد آنها نوشته سلیمان بن عبدالوهاب برادرمحمد بن عبدالوهاب ( موسس فرقه وهابیت)است. سلیمان بن عبدالوهاب می گوید : از چیزهائی که مذهب وهابیت را باطل می کند حدیثهائی است که در صحیح بخاری  وصحیح مسلم از پیغمبر نقل شده که آنحضرت فرمود: ابتدای کفر از طرف مشرق است. ودر روایت دیگر فرمود: ایمان از سمت یمن وفتنه از این سمت از جائی که تابعان شیطان پدید آیند. ونیز فرمود در حالیکه مقابل مشرق قرار داشت: آگاه باشید فتنه از این سمت است.

شیخ سلیمان بعد از نقل این احادیث می گوید: گواهی میدهم که رسول الله راستگو بوده واداء امانت وتبلیغ رسالت کرده.سپس از ابن تیمیه نقل کرده که گفته :مقصود از مشرق، سمت شرق مدینه رسول الله است (یعنی شهر نجد) واز آنجا مسیلمه کذاب که ادعای پیغمبری نمود، بیرون آمد واول امری بود بعد از پیغمبرکه از سمت شرق ظاهر شد ومردم تابع او شدند.

سپس سلیمان بن عبدالوهاب می گوید: پندارهای وهابیها برخلاف فرموده رسول خدا می باشد.چون اهل شهرهائی که پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم درباره آنان دعای خیر کرده، وهابیها آنان را کافر می دانند ومکانی که پیغمبر فرموده : تابعان شیطان از آنجا پدید می گردد وفتنه وفساد از آنجا بر می خیزد، وهابیها شهر ایمان دانسته ومعتقدند : مردم باید به آنجا مهاجرت نمایند.


                   شباهت وهابیت با خوارج چیست(1)؟

1-خوارج گروهی بودند که از اطاعت حضرت علی علیه السلام بیرون آمدند وبا حضرت علی جنگیدند.شعار آنها این بود(لاحکم الا لله)یعنی حکم وفرمان مخصوص خداست.حضرت علی وقتی این شعار را شنید فرمود:این سخن ،سخن حق ودرستی است ولی هدف ومقصودآنها ازاین سخن،باطل ونادرست است.

اما اینکه حضرت علی فرمود:سخن حق ودرستی است، چون این سخن مطابق باکلام خداوند است که فرمود:(ان الحکم الا لله/سوره انعام آیه57).

اما اینکه فرمود:هدف ومقصود خوارج ازاین سخن امری است باطل ونادرست،چون مقصود خوارج این بود که: کسی حق حکومت وفرمانروائی ندارد.ودر امور دینی نباید کسی را حاکم قرار داد.واز این مطلب نتیجه گرفتند  که حکمیت وحاکم قرار دادن شخصی در جنگ صفین گناه وکفر می باشد.

بنابراین خوارج برداشت اشتباهی از این آیه شریفه کرده بودند چون در شرع مقدس اسلام حکمیت ثابت شده.خداوند درباره اختلاف بین زن وشوهر درسوره نساء آیه 35 میفرماید:(وان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله)یعنی اگرترس داشتید که بین زن وشوهر اختلافی بیفتند، حکمی از خاندان مرد وحکمی از خاندان زن انتخاب کنید تا حل اختلاف کنند.وآیات دیگر که دلالت بر مشروعیت حکمیت می کند در دین اسلام.

وهابیها مانند خوارج هم شعارهائی دارند مثل:( فقط باید خدا را خواند)(شفاعت منحصر است برای خدا)(توسل جز به خدا نشاید)( استغاثه تنها به خدا باید کرد) وامثال این کلمات که سخنان حق ودرستی هستند ولی هدف ومقصود وبرداشت باطل ونادرستی دارند.

حق بودن این کلمات بخاطر این است که : کسی که باید آنرا خواند وبه او توسل جست واستغاثه نمود ومتصدی امر شفاعت است، حقیقتا خداوند متعال است وتنها اوست که می تواند بلا ها را برطرف ومنافع را برای انسان جلب کند.

ولی باطل بودن این کلمات از این جهت است که:  وهابیها خواسته اند با این کلمات ، از بزرگداشت اشخاصی که خداوند آنها را گرامی داشته وآنان را شفیع وپناهگاه وواسطه قرار داده، جلو گیری نموده واز این مقام ومنزلت برکنار کنند وبگویند توسل جستن به غیر و واسطه قرار دادن واستغاثه نمودن به غیراز خدا، شرک وکفر است.

(درمقاله های آینده به تمام این شبهات پاسخ مستدل وقرآنی خواهیم داد انشاءالله)

2-خوارج مردمانی متعصب وسخت پایبند به دین بودند ونسبت به نمازخواندن وقرآن وعبادت پروردگار زیاد وبه قدری جدیت داشتند که صورتهایشان در اثرسجده های طولانی سیاه شده بود و همیشه طالب حق وطرفدار آن بودند.

حضرت علی علیه السلام درباره آنان فرموده: بعد از من خوارج را نکشید زیرا کسی که می خواسته حق را بدست آوردولی به خطا واشتباه رفته وگمراه گشته،مانند کسی  نیست که عمدا واز روی آگاهی در راه باطل قدم نهاده وآنرا پذیرفته باشه.

وهابیها مانند خوارج مردمانی متعصب وسخت پای بند به دین هستند. نماز را در وقت خود می خوانند وبر عبادات دیگرمراقبت کامل دارند وطالب وطرفدار حق هستند.گرچه براثر برداشتهای نادرست وباطل از دین اسلام، به خطا واشتباه رفته وگمراه گشتند.



علی منصور کیالی، دانشمند فیزیک دانشکده حلب سوریه و متخصص در اعجاز العلمی در سخنرانی در جایزه بین المللی قرآن در دبی گفت: 
وضو از فواید بی شماری برخورداراست و علاوه بر اینکه نظافت همیشگی است و پنج نوبت در شبانه روز این روند ادامه دارد،باعث از بین رفتن بارهای الکترونیکی می شود که بر زمین فرود می آید و انسان را به دردهای مفاصل و روماتیسم مبتلا می کند.

کیالی تاکید کرد: برای آب نیروی عجیبی است ولی انسان این انرژی را به خاطر رسیدن آب از طریق لوله ها به منازل و نوشیدنش در بطری ها پلاستیکی از دست می دهد.


نوشته شده توسط محقق گمنامدر تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت 1391
برچسب ها : اسرار وضو، وضو، فوایدوضو، تاثیرات مثبت وضو،

جنایات فرقه وهابیت در تاریخ(شناخت دوم)

1-نمونه ای از جنایات فرقه وهابیت در تاریخ چیست؟؟



محمد بن عبدالوهاب همه مسلمانان را بدون استثناء، تکفیر می کرد
.به این اتهام که مسلمانان متوسل به پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم می شوند وبر قبور اولیای خود گنبد وبارگاه می سازند وبه قصد زیارت قبور سفر می کنند واز اولیای الهی طلب شفاعت می کنندو...(1)

(( ناگفته نماند که در مقاله های بعدی به تمام این عقاید آنها پاسخ مستدل می دهیم.))

پس از پیروزی بر ( عینیه) به سرزمین های دیگر لشکر کشی کردند وبه بهانه گسترش توحید ونفی بدعت ، شرک  ، ومظاهر آن ،به سرزمین نجد واطراف آن مثل یمن،وحجاز ونواحی سوریه وعراق، حمله ور شدند وهر شهری که عقاید آنان را قبول نمی کرد، غارت کرده وافرادش را به خاک وخون می کشیدند.(2)

پس از ورود به قریه ( فصول ) از حوال احساء وعرضه کردن عقاید خود، مردم با آنان بیعت نکردند .در نتیجه سیصد نفر از مردان قریه را کشته واموال وثروت آنان را به غارت بردند.(3)

وهابیها با این افکار خشن ، باعث ایجاد اختلاف وتشتت ودرگیری میان مسلمین شدند واستعمار را خشنود کردند تا جائی که(لورد کورزون) در توصیف فرقه وهابیت می گوید: این عالی ترین وپربها ترین دینی است که برای مردم به ارمغان آورده شده است.(4)

الف: کشتار بی رحمانه شیعیان در کربلا در سال1216هجری قمری.

کشتارشیعیان توسط وهابیها در عتبات عالیات به راستی صفحه تاریخ را سیاه کرده ولکه ننگی برای همیشه بر پیشانی وهابیان نهاده است.

صلاح الدین مختار که خود وهابی است، می نویسد: در سال 1216 هجری قمری، امیر سعود با لشکر انبوهی از مردم نجد وعشایر جنوب وحجاز ودیگر نقاط، به قصد عراق حرکت کرده ودر ماه ذیقعده به کربلا رسیدند.آنان تمام برج وباروی شهر را خراب کرده وبیشتر مردم را که در کوچه وبازار بودند به قتل رساندند.نزدیک ظهر با اموال وغنایم فراوان از شهر خارج شدند.آنگاه اموال غارت شده را خود سعود برداشت وبقیه رابه نسبت هر پیاده یک سهم وهر سواره دو سهم بین لشکریان تقسیم نمود.(5)


در این مقاله  قصد دارم  به یاری خداوند بطور اجمالی به چگونگی پیدایش وهابیت  بصورت پرسش وپاسخ بپردازم وبعضی از شبهات آنها را پاسخ بدهیم.

1-فرقه وهابیت منسوب به چه کسی است؟؟؟

فرقه وهابیت منسوب است به محمد بن عبدالوهاب بن سلیمان بن علی تمیمی نجدی که این نسبت از پدرازعبدالوهاب گرفته شده است. اما وهابیت این نسبت را قبول ندارند ومی گویند نام وهابی را دشمنان وهابیت به آنان اطلاق کرده اند.ودرست این است که ایشان را محمدیه(نسبت به شیخ محمد) بنامند.

2-آیاشیخ محمد بن عبدالوهاب مبتکرو موسس فرقه وهابیت است؟؟؟

 شیخ محمد مبتکرو بوجود آورنده عقاید وهابیت نیست بلکه قرنها قبل از او این عقاید یا قسمتی از آنها به صورتهای کوناگون اظهار شده اما بصورت فرقه تازه ای درنیامده بود. مثلا در قرن چهارم،عالم معروف حنبلی،ابو محمد بربهاری زیارت قبور را منع کرد که این امر از طرف خلیفه عباسی به سختی مورد انکار قرار گرفت.یا مثلا عبد الله بن محمد عکبری از علمای معروف به ابن بطه متوفی در سال 387هجری قمری، زیارت وشفاعت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را انکار کرد. وهمچنین ابن تیمیه از بزرگترین علمای حنبلی در قرن هفتم وهشتم، که محمد بن عبدالوهاب اهم عقاید خود را از او گرفته،زیارت وشفاعت وتبرک جستن به قبر مطهر پیامبر اسلام و... را مورد انکار قرار داد وهمچنین چند تن از شاگردان ابن تیمیه واز همه معروفتر ابن قیم جوزیه عقاید استاد خود را داشت.وبه نشر آن عقاید همت گماشت.

3-موسس وپایه گذار فرقه وهابیت چه کسی است؟؟

فرقه وهابیت گرچه در زمان محمد بن عبدالوهاب در قرن دوازدهم ظاهر ومنتشر شد ولی پایه این فرقه در قرن هفتم بدست احمد بن تیمیه وشاگردانش ابن قیم جوزیه وابن عبدالهادی ومانند آنها کار گذارده شده بود.

4-دیدگاه خود  وهابیها نسبت به فرقه خودشان چیست؟؟؟

وهابیت خود،  فرقه وهابی را فرقه تازه ای نمی دانند بلکه می گویند این مذهب سلف صالح است واز این روی خود را سلفیه می نامند.

5- قصه خواب  دیدن پدربزرگ محمدبن عبدالوهاب چیست؟؟

(ملطبرون) در کتاب جغرافیای خود بنام (ناظرمدرسه الالسن در مصر) که آقای  ( رفاعه بک ) ترجمه نموده ودر مصر هم چاپ شد می گوید: اصل مذهب وهابی ،بستگی داشت به مطلبی که بیشتر اعراب مخصوصا اهل یمن آنرا نقل می کردند وآن مطلب این بود که : مرد چوپان فقیری بنام سلیمان (پدربزرگ محمد بن عبدالوهاب) در خواب دید شعله آتشی از او بیرون آمد ودر زمین پراکنده شد. و هر که را در مقابل آن آتش قرار می گرفت، می سوزانید. مرد چوپان این خواب را برای تعبیر کننده ای گفت. معبر برای او تعبیر کرد: اولادی از تو پیدا می شود که صاحب قدرت می گردد.واین تعبیر درباره نوه سلیمان، محمد بن عبدالوهاب تحقق پیدا کرد.


نوشته شده توسط محقق گمنامدر تاریخ : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391
برچسب ها : تاریخچه وهابیت، موسس وهابیت، محمدبن عبدالوهاب، فرقه وهابیت، وهابیها، سلفیه،

                                          عواقب موسیقی در بعضی از احادیث وروایات:

 

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:

       ( کان ابلیس اول من تغنی): ابلیس اولین کسی بود که مرتکب غنا شد.(وسائل الشیعه ج12 ص231)

 

امام جعغر صادق علیه السلام فرمود:

( من انعم الله علیه بنعمة فجاء عند تلک النعمة بمزمارفقد کفرها ومن اصیب بمصیبة فجاء عند تلک المصیبة بنائحة فقد کفرها)

کسی را که خداوند سبحان نعمتی به او عطا کند واو در اثر نعمت به وسائل آواز خوانی و موسیقی رو کند با این عملش ناسپاسی حق تعالی را مرتکب شده وهمچنین کسی که مصیبتی (برای امتحان و....) به او برسد وآه وناله کند او هم کفران نعمت نموده است.(کافی ج6 ص432)

 

1-بی تفاوت شدن نسبت به ناموس

امام صادق علیه السلام فرمود:(ان الشیطان یقال له : القفندر اذا ضرب فی منزل رجل اربعین یوما بالبربط ودخل علیه الرجال وضع ذلک الشیطان کل عضو علی مثله من صاحب البیت ثم نفخ فلا یغار بعدها حتی توتی نسائه فلا یغار).


نوشته شده توسط محقق گمنامدر تاریخ : سه شنبه 12 اردیبهشت 1391

1-خانم ساچیکو موراتا از ژاپن:

وی اهل هوکائیدوی ژاپن است که بعد از خاتمه تحصیلات به دانشکده حقوق دانشگاه چلیا در رشته حقوق قضائی راه یافت وموفق به دریافت مدرک لیسانس شد وبعد از آن، برای تحقیق درزمینه فقه اسلامی به ویژه فقه جعفری به ایران آمد ودر دانشگاه الهیات ومعارف اسلامی به اخذ دکترای الهیات نائل گردید. وی با اینکه با زبان عربی وفارسی آشنائی نداشت، در اثر جدیت با این دو زبان هم آشنا شد تا توانست دکترای الهیات را کسب نماید.

ایشان بودائی مذهب وهمسرش مسیحی است .وی در مصاحبه ای به سوالات بسیاری پاسخ داد که ما دو سوال آن را در اینجا می آوریم.

خبرنگار:بنظر شما حجاب یعنی چه؟ شما محجوبه بودن خانمها را ترجیح می دهید یا مکشوفه بودن آنها را؟

خانم ساچیکو موراتا: حتما محجوبه بودن را ترجیح می دهم وحد معقول پوشش را می پسندم، زیرا لطف زن به محجوبه بودن اوست. اصولا طبع هر انسانی طالب کشف تنوع ها است. وقتی زنان به شکل امروزی مکشوفه باشند، چیزی برای جلب توجه مردباقی نمی گذارند.هر چیز با اهمیتی وقتی چندین بار رویاروی قرار گیرد، اهمیت خود را از دست می دهد واین موضوع در تحکیم روابط زنا شو ئی نقش بسیار مهم وموثری دارد. در مغرب زمین که زنها قیود را گسسته اند وانواع لباسهای کوتاه و زننده می پوشند ، روابط زناشو ئی آنان از کمترین استحکامی برخوردار نیست .

خبرنگار: وضع زنان ایران در چه پایه ای قابل قیاس با زنان ژاپن است؟

خانم ساچیکو موراتا: زنهای ژاپنی در هر موقعیت تحصیلی که باشند کار در خانه را ترجیح می دهند. فرزندانشان را خوب تربیت می کنند وبرای مردان خود نیز احترام فوق العاده ای قائل هستند . اصولا حفظ وسلامت بزرگترها ، یکی از وظایف اخلاقی مردم ژاپن است واین  مولود تعلیمات مذهبی است که باز هم در ژاپن از مقام وموقعیت خاص برخوردار است.

2- خانم گاندی:

وی می گوید: ای زنان اگر آرایش کردن شما تنها به منظور جلب شهوت مرد است، از این کار خودداری کنید و زیر بار چنین خفت وخواری نروید.

3-آلفردهیچکاک:

 هیچکاک فیلم ساز مشهوری است .

 وی می گوید: من معتقدم که زن هم باید مثل فیلمی پرهیجان باشد.بدین معنی که ماهیت خود را کمتر نشان دهد وبرای کشف خود ، مرد را به نیروی تخیل و تصور زیادتری وا دارد. باید زنان پیوسته بر همین شیوه رفتار کنند یعنی کمتر ماهیت خود را در معرض نمایش قرار دهند. نشان دهند  و بگذارند مرد برای کشف انها بیشتر به خود زحمت بدهد. زنان شرقی تا چند سال پیش بخاطر حجاب ونقاب و روی بندی که بکار می بردند خودبخود جذاب می نمودند و همین مسئله، جاذبه نیرومندی به آنها می داد. اما به تدریج با تلاشی که زنان این کشورها برای برابری با زنان غربی از خود نشان می دهند ، حجاب وپوششی که دیروز بر زن شرقی کشیده شده بود ، از میان می رود وهمراه آن از جاذبه جنسی او هم کاسته می شود.


   میتوان به دو دوره تقسیم کرد:1-دوره وحشیگری که زن انسان شناخته نمیشد ودرنهایت خشونت با وی رفتار میشد.مشکلترین کارها به عهده زنان بوده ومرد میتوانست زن خود را بفروشد یا کرایه دهد.2-دوره تمدنهای یونان،مصر،روم وایران که برای زن شخصیت حقوقی واجتماعی قائل نبودند واز هرنظرتابع مرد میدانستند.(حقوق زن دراسلام واروپا ص 42)

 زن در اروپا:

            دریونان و روم:در یونان زن جزء کالاهای تجاری در بازارها خرید وفروش میشد وبدون شخصیت حقوقی واجتماعی بودوبعد از وفات شوهرش حق زندگی نداشت.مردمی توانست زن خود رابه هر که بخواهد قرض بدهد یا به دوستانش هدیه کند.(حقوق زن دراسلام و اروپاص31)

در روم قبل از میلاد،دختران وزنان،کنیز وبدبخت بودند ومانند اشیا وحیوانات خرید وفروش میشدند.واز تمام حقوق اجتماعی محروم بودند.نه ارث میبردند ونه میتوانستند مالک چیزی بشوند.(حقوق مدنی زوجین ص3)

           مرد حق دادرسی وکیفر زن را داشت ومی توانست بخاطر گناهش او رابه مرگ محکوم نماید.(ویل دورانت تاریخ تمدن ج3ترجمه پرویز داریوش)

روسیه:

         در روسیه قدیم هنگامی که پدری دخترش رابه خانه شوهر میفرستاد اورا آهسته با تازیانه میزدوسپس شلاق را به داماد خود میداد تا معلوم شود از این به بعد دختراز کسی که جوانتر ونیرومند تراست کتک خواهد خورد.(ویل دورانت ج1 ص54 ترجمه احمدآرام)

        در اسلاوهای روسیه وصربستان(زن جزءغنایم جنگی بشمار میرفت)ودزدیدن وغصب او تا قرن گذشته رواج داشت.(تاریخ تمدن ج1 ص64)

زن نزد یهودیان ومسیحیان:

در دین تحریف شده یهود ماننداعراب جاهلیت،تولد دختران برای پدر ننگ اور بودو مادری که دختر می زائید از پانزده تا هفتاد روز نجس محسوب میشد.زن جزئی از ارث پدر محسوب میشد.(تاریخ تمدن ج1 ص64)

در مجامع مسیحی ایتالیا واسپانیا،پس از مناظرات زیاد معتقد شدند که در میان زنان جهان فقط حضرت مریم سلام الله علیها،انسان بوده ودارای روح جاوید است.بقیه زنان دارای صفت انسانی نبوده. علاوه برآنکه روح جاوید ندارند،برزخ بین انسان وحیوان محسوب میگردند.بر این اساس بعضی از اقوام معتقدند که بهتر است یعد از وفات شوهر،زن او زنده نمانده وبا او در قبر گذاشته شود واگر به وی ارفاق نموده که بعد از مرگ شوهرش او را زنده بگذارند،حق ندارد بعد از او شوهر کند.(حقوق مدنی زوجین ص11)


1-سوره احزاب آیه35: إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِینَ اللَّهَ كَثِیرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا.

همانا همه مردان وزنان مسلمان،مردان وزنان با ایمان ، مردان وزنان اهل طاعت وعبادت ، مردان وزنان راستگو، مردان وزنان صابر، مردان وزنان خدا ترس، مردان وزنان خیر خواه ومسکین نواز،مردان وزنان روزه دار، مردان وزنانی که پاک دامنند ومردان وزنانی که بسیار از خداوند یاد می کنند، برای همه آنها خداوند مغفرت وپاداش بزرگ آماده نمو ده است.

در این آیه کریمه زنان ومردان همردیف یکدیگر ذکر شده اند وخداوند سبحان از نظر پاداش فرقی بین آنها نگذاشته است.

2-سوره حجرات آیه 13: یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ.

ای مردم، ما همه شما را از زن ومرد آفریدیم وآنگاه شعبه های بسیار وفرقه های مختلف گردانیدیم،تا بدانید که اصل ونسب ونژاد، مایه افتخار نیست، بزرگوارترین شما نزد خدا کسی است که با تقواتر باشد.خداوند بر کار نیک وبد مردم آگاه است.

در این آیه شریفه نیز خداوند سبحان ملاک ومیزان برتری انسانها را به جنسیت آنها ونسب ومقام ،رنگ ، زبان، یا اهل فلان نقطه جغرافیا بودن قرار نداده است، بلکه با ارزشترین چیز نزد خداوند بزرگ تقوا و عمل بدستورهای الهی دانسته شده است واین ایه نیز بر ملی گرایی خط بطلان می کشد.


نوشته شده توسط محقق گمنامدر تاریخ : دوشنبه 11 اردیبهشت 1391
برچسب ها : زن در اسلام، مقام زن دراسلام، زن در روایات، نگاه دین به زن، نظراسلام نسبت به زن،

  سوءاستفاده ازآزادی:

امروزه درجهان غرب با اینکه حدودنیم قرن واندی است که ندای حقوق وتساوی زن ومرد را سر داده اند،جنایت وظلمشان اگربیشتراز زمانهای جاهلیت نباشد،کمتر نیست.

بنام تساوی،زنان راباحقوق بسیارناچیزبه کارخانه ها کشاندند.با اینکه خداوند سبحان،طبیعت زن را برای کارهای سخت خلق نکرده است.زنان را به امور بسیار مشقت بار سوق دادند که این خود باعث پرکردن جیب سرمایه داران غربی وفرسوده کردن جسم وروح زنان می گردید.

بنام آزادی،او را ازخانه که محل تربیت کودک ومردان بزرگ درآینده بود،به مراکز فحشاء کشاندند تابا جذب مشتری بیشتر،منبع درآمد هنگفتی برای صاحبان این مراکز شوند.

بنام آزادی وتساوی،ازوجود زن برای فروش لوازم آرایش ولباسهای جدیدکارخانه هایشان،ونیزساختن فیلمهای منافی عفت ومستهجن وجذب مردم مخصوصا جوانان به سینما استفاده کردند تا با این روشها در کسب وتجارت خود موفقتر باشندو از سود کلانی بهره مند شوند.

بنام آزادی،دخترشایسته ونمونه سال انتخاب می کنند وبا چاپ عکسهای عریان در ابعاد مختلف در مجله ها و روزنامه ها از وجود آنها استفاده می کنندتا به این طریق مشتری بیشتری برای خود جذب کنند.


نوشته شده توسط محقق گمنامدر تاریخ : یکشنبه 10 اردیبهشت 1391

1-ضایع کردن حق شوهر:

خداوند سبحان بدن واعضای آن رابه عنوان امانت به ما داده است.وصاحب اصلی،خداوند بزرگ است.زینت وزیبائی زن که از نعمت وامانت حق تعالی محسوب می شود نیز پس از ازدواج مربوط به شوهرش است، نه اینکه آن را در معرض دیدگاه عموم قرار دهد.

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند:((أیما امرأة تطیبت لغیرزوجها لم تقبل منها طلاة حتی تغتسل من طیبها کغسلها من جنابتها))

هر زنی که خودرا برای غیر شوهرش خوشبووآرایش کند، خداوند نماز او راقبول نمی کند تا اینکه برای پاک ساختن خودازآن،غسل کند چنانکه خودرا از جنابت،غسل می دهد.

2-محروم از محبت:

زن هر چه عفتش بیشتر باشددر قلب مرد بیشتر جای دارد و زن بی بند وبارچون ترس از خداوند در دلش نیست وعفت ندارد، نمی تواند محبت شوهرش را بدست آورد.

3-آفت تحصیل علم:

هرچقدر زن عفت بیشتری داشته باشد، در تحصیل علم موفقتر است.زیرا تحصیل علم نیازمند تمرکزفکراست .ودختریا زنی که بدنبال خودنمائی است وهر لحظه برای جلب مردان هرزه خود را به شکلی در می آورد، دیگر تمرکزحواس ندارد.ودر تحصیل علم موفق نخواهد بود.


نوشته شده توسط محقق گمنامدر تاریخ : یکشنبه 10 اردیبهشت 1391
برچسب ها : نتیجه بی حجابی، عاقبت بی حجابی وبدحجابی، بی حجابی وبدحجابی، پیامدهای بی حجابی وبد حجابی،

سوال: اسلام دین عدالت ومساوات است---------این مسئله مربوط به صدراسلام است-------امروز زنان درجامعه نقش فعال دارندپس بایددیه آنها بامرد یکی باشه---------زنان از نظرتحصیلات دربعضی مواقع ازمردان بالاترند----------

جواب:

اولا:بین مساوات وعدالت فرق است.عدالت یعنی هرچیزی درجای خودومحل خودش قرارگرفتن است وهرموجودمستحقی به حق خودش برسدوهدف ازبعثت تمام انبیاءبرقرای عدالت وقسط درجامعه است.

ولی مساوات آن است که همه مردم به یک چشم دیده شوند وفرقی بین عالم وجاهل وفعال وغیرفعال گذاشته نشود.

گاهی برقراری مساوات درجامعه ظلم خواهدبود.اگرجامعه ای بین انسانی که عمری را به تحصیل علم وآموختن فنی گذرانده وبین انسانی که عمرش را به بطالت گذرونده ،فرقی قائل نشه این نوع مساوات ظلم خواهدبود.

دربین زن ومردباید عدالت برقرارنمود نه مساوات.وعدالت به این است که هرکدوم طبق آن توان وشایستگی خودبه حقشان برسند.هرکدام براساس آفرینششان وظیفه خودرا انجام دهندوالامساوات بین زن ومردظلم خواهدبود.زیرا زن ومرد درنظام تکوین وآفرینش دو موجود متفاوت ازجهات مختلفندوهرکدام ماموریت جداگانه ای دارندودرعین اینکه هردوموجودی کامل هستند،هردو مکمل یکدیگرهم هستند.

ثانیا:دیه که خونبهای انسان نیست وتعبیر به خون بهاء یک نوع مسامحه درعنوان است بلکه دیه یک نوع مجازات وجبران وخسارت مالی است.پرداخت دیه برای مجرم یک نوع مجازات مالی است تادیگرمرتکب اشتباه وضرربه دیگران نشود.وجبران مالی است برای فردیا خانواده فردی که موردظلم واقع شده.زیرا مردی که موردضرب وجرح یا مقتول واقع شده مدتی ازفعالیتهای اجتماعی واقتصادی محروم گشته و ضرربزرگ اقتصادی به خانواده اش واردشده وبرای جبران آن باید فرد مجرم،خسارت آنرا بپردازد.

بنابراین کاملا معلوم وروشن است ،ضرر مالی واقتصادی که باازبین رفتن مردبه خانواده میخورد،بیشترازاز بین رفتن یک زن میباشد.برهمین اساس دیه مرد دو برابردیه زن است.


نوشته شده توسط محقق گمنامدر تاریخ : شنبه 9 اردیبهشت 1391
برچسب ها : دیه زن، دیه،