تبلیغات
حقایقی ازقرآن،نقدوهابیت،پاسخ به شبهات وهابیت. - شباهت وهابیت با خوارج چیست(1)؟

                   شباهت وهابیت با خوارج چیست(1)؟

1-خوارج گروهی بودند که از اطاعت حضرت علی علیه السلام بیرون آمدند وبا حضرت علی جنگیدند.شعار آنها این بود(لاحکم الا لله)یعنی حکم وفرمان مخصوص خداست.حضرت علی وقتی این شعار را شنید فرمود:این سخن ،سخن حق ودرستی است ولی هدف ومقصودآنها ازاین سخن،باطل ونادرست است.

اما اینکه حضرت علی فرمود:سخن حق ودرستی است، چون این سخن مطابق باکلام خداوند است که فرمود:(ان الحکم الا لله/سوره انعام آیه57).

اما اینکه فرمود:هدف ومقصود خوارج ازاین سخن امری است باطل ونادرست،چون مقصود خوارج این بود که: کسی حق حکومت وفرمانروائی ندارد.ودر امور دینی نباید کسی را حاکم قرار داد.واز این مطلب نتیجه گرفتند  که حکمیت وحاکم قرار دادن شخصی در جنگ صفین گناه وکفر می باشد.

بنابراین خوارج برداشت اشتباهی از این آیه شریفه کرده بودند چون در شرع مقدس اسلام حکمیت ثابت شده.خداوند درباره اختلاف بین زن وشوهر درسوره نساء آیه 35 میفرماید:(وان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله)یعنی اگرترس داشتید که بین زن وشوهر اختلافی بیفتند، حکمی از خاندان مرد وحکمی از خاندان زن انتخاب کنید تا حل اختلاف کنند.وآیات دیگر که دلالت بر مشروعیت حکمیت می کند در دین اسلام.

وهابیها مانند خوارج هم شعارهائی دارند مثل:( فقط باید خدا را خواند)(شفاعت منحصر است برای خدا)(توسل جز به خدا نشاید)( استغاثه تنها به خدا باید کرد) وامثال این کلمات که سخنان حق ودرستی هستند ولی هدف ومقصود وبرداشت باطل ونادرستی دارند.

حق بودن این کلمات بخاطر این است که : کسی که باید آنرا خواند وبه او توسل جست واستغاثه نمود ومتصدی امر شفاعت است، حقیقتا خداوند متعال است وتنها اوست که می تواند بلا ها را برطرف ومنافع را برای انسان جلب کند.

ولی باطل بودن این کلمات از این جهت است که:  وهابیها خواسته اند با این کلمات ، از بزرگداشت اشخاصی که خداوند آنها را گرامی داشته وآنان را شفیع وپناهگاه وواسطه قرار داده، جلو گیری نموده واز این مقام ومنزلت برکنار کنند وبگویند توسل جستن به غیر و واسطه قرار دادن واستغاثه نمودن به غیراز خدا، شرک وکفر است.

(درمقاله های آینده به تمام این شبهات پاسخ مستدل وقرآنی خواهیم داد انشاءالله)

2-خوارج مردمانی متعصب وسخت پایبند به دین بودند ونسبت به نمازخواندن وقرآن وعبادت پروردگار زیاد وبه قدری جدیت داشتند که صورتهایشان در اثرسجده های طولانی سیاه شده بود و همیشه طالب حق وطرفدار آن بودند.

حضرت علی علیه السلام درباره آنان فرموده: بعد از من خوارج را نکشید زیرا کسی که می خواسته حق را بدست آوردولی به خطا واشتباه رفته وگمراه گشته،مانند کسی  نیست که عمدا واز روی آگاهی در راه باطل قدم نهاده وآنرا پذیرفته باشه.

وهابیها مانند خوارج مردمانی متعصب وسخت پای بند به دین هستند. نماز را در وقت خود می خوانند وبر عبادات دیگرمراقبت کامل دارند وطالب وطرفدار حق هستند.گرچه براثر برداشتهای نادرست وباطل از دین اسلام، به خطا واشتباه رفته وگمراه گشتند.

                       شباهت وهابیت با خوارج چیست(1)؟

1-خوارج گروهی بودند که از اطاعت حضرت علی علیه السلام بیرون آمدند وبا حضرت علی جنگیدند.شعار آنها این بود(لاحکم الا لله)یعنی حکم وفرمان مخصوص خداست.حضرت علی وقتی این شعار را شنید فرمود:این سخن ،سخن حق ودرستی است ولی هدف ومقصودآنها ازاین سخن،باطل ونادرست است.

اما اینکه حضرت علی فرمود:سخن حق ودرستی است، چون این سخن مطابق باکلام خداوند است که فرمود:(ان الحکم الا لله/سوره انعام آیه57).

اما اینکه فرمود:هدف ومقصود خوارج ازاین سخن امری است باطل ونادرست،چون مقصود خوارج این بود که: کسی حق حکومت وفرمانروائی ندارد.ودر امور دینی نباید کسی را حاکم قرار داد.واز این مطلب نتیجه گرفتند  که حکمیت وحاکم قرار دادن شخصی در جنگ صفین گناه وکفر می باشد.

بنابراین خوارج برداشت اشتباهی از این آیه شریفه کرده بودند چون در شرع مقدس اسلام حکمیت ثابت شده.خداوند درباره اختلاف بین زن وشوهر درسوره نساء آیه 35 میفرماید:(وان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله)یعنی اگرترس داشتید که بین زن وشوهر اختلافی بیفتند، حکمی از خاندان مرد وحکمی از خاندان زن انتخاب کنید تا حل اختلاف کنند.وآیات دیگر که دلالت بر مشروعیت حکمیت می کند در دین اسلام.

وهابیها مانند خوارج هم شعارهائی دارند مثل:( فقط باید خدا را خواند)(شفاعت منحصر است برای خدا)(توسل جز به خدا نشاید)( استغاثه تنها به خدا باید کرد) وامثال این کلمات که سخنان حق ودرستی هستند ولی هدف ومقصود وبرداشت  باطل ونادرستی دارند.

حق بودن این کلمات بخاطر این است که : کسی که باید آنرا خواند وبه او توسل جست واستغاثه نمود ومتصدی امر شفاعت است، حقیقتا خداوند متعال است وتنها اوست که می تواند بلا ها را برطرف ومنافع را برای انسان جلب کند.

ولی باطل بودن این کلمات از این جهت است که:  وهابیها خواسته اند با این کلمات ، از بزرگداشت اشخاصی که خداوند آنها را گرامی داشته وآنان را شفیع وپناهگاه وواسطه قرار داده، جلو گیری نموده واز این مقام ومنزلت برکنار کنند وبگویند توسل جستن به غیر و واسطه قرار دادن واستغاثه نمودن به غیراز خدا، شرک وکفر است.

(درمقاله های آینده به تمام این شبهات پاسخ مستدل وقرآنی خواهیم داد انشاءالله)

2-خوارج مردمانی متعصب وسخت پایبند به دین بودند ونسبت به نمازخواندن وقرآن وعبادت پروردگار زیاد وبه قدری جدیت داشتند که صورتهایشان در اثرسجده های طولانی سیاه شده بود و همیشه طالب حق وطرفدار آن بودند.

حضرت علی علیه السلام درباره آنان فرموده: بعد از من خوارج را نکشید زیرا کسی که می خواسته حق را بدست آوردولی به خطا واشتباه رفته وگمراه گشته،مانند کسی  نیست که عمدا واز روی آگاهی در راه باطل قدم نهاده وآنرا پذیرفته باشه.

وهابیها مانند خوارج مردمانی متعصب وسخت پای بند به دین هستند. نماز را در وقت خود می خوانند وبر عبادات دیگرمراقبت کامل دارند وطالب وطرفدار حق هستند.گرچه براثر برداشتهای نادرست وباطل از دین اسلام، به خطا واشتباه رفته وگمراه گشتند.

(لازم به ذکر است که عبادتهایی مثل نماز وقرآن خوندن ودیگر عبادات باید دقیقا طبق دستور شرع مقدس انجام بگیره وباید با جدیت ومحافظت کامل صورت بگیره اما باید طبق دستورات صحیحی که از معصومین وائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین به ما رسیده صورت بگیره چون ائمه ،معصوم ومبین وشارح شرع مقدس هستند.)

3- خوارج غیراز خودشان همه مسلمانان را کافر می دانند ومعتقدند هر کس گناه کبیره انجام دهد کافر شده ودر جهنم همیشه باید بماندو خون ومال مسلمین واسیرنمودن اولاد آنانرا حلال دانسته ومی گویند: مملکت اسلامی بجهت پیدایش گناهان کبیره درآن ، به مملکت کفر مبدل می گردد.و هر گاه زنان مسلمان را اسیر می کردند در بین خودشان خرید وفروش می کردند.

وهابیها نیز، هر کسی را که عقاید آنها را نپذیرد مشرک دانسته وغیر از خودشان تمام مسلمانان را کافر می دانند و خون ومالش را حلال می دانند وبعضی از وهابیها اسیر کردن اولاد مسلمانها را حلال می دانند وبا مسلمانها جز با خطاب (یا مشرک ) بخطاب دیگری سخن نمی گویند وشهر های مسلمین را شهرهای، کفر وشهرهای خودشان را شهرهای ایمان دانسته و واجب می دانند وهابیها از شهرهای دیگر به این شهر مهاجرت کنند.

4-خوارج برای اثبات عقاید فاسد وباطل خود به ظاهر یعضی از آیات وروایات استدلال می کردند وفکر کردند این آیات وروایات دلالت دارند که هر گناه کبیره موجب کفر است.

وهابیها نیز برای اثبات عقاید فاسد وباطل خود به ظاهر بعضی از آیات وروایات استدلال کرده اند وبا  وهم وخیال خود پنداشته اند که اینها دلالت دارند بر اینکه یاری خواستن واستغاثه نمودن بغیر از خداوند، شرک وموجب کفر است.

5-خوارج از مرگ خوف وهراسی نداشتند ودر جنگها پیشقدم بودند وفکر می کردند بسوی بهشت می روند.

وهابیها هم اظهار شجاعت می کنند واقدام به جنگها کردند واز مرگ هراسی ندارند چون به خیال باطل خود بسوی بهشت می روند.

6- خوارج در نهایت جمود فکری وکج فهمی وباصطلاح خشک بودند بطوریکه ار خرمای افتاده در راه پرهیز می کردندو کشتن خوک بیابانی رافساد در زمین می دانستند ولی مرد روزه دار قرآن به گردن آویخته راکه از اصحاب رسول خدا بود(عبدالله بن خباب ) سر می برند واین عمل را اطاعت از فرمان خدا می دانند و حکم به کفر همه مسلمانها می کردند ومرتکب گناه کبیره را کافر.

وهابیها نیز در نهایت جمود فکری وکج فهمی قرار گرفته اند. از یکسو درود ورحمت بر پیغمبر واصحاب وآلش را در بین اذان حرام می دانند به خیال اینکه بدعت است . واز زدن تلگراف واستفاده از تکنولوژی روز احتیاط می کنند چون نصی درباره آنها در شریعت نیامده ولی از سوی دیگرمسلمانها را کافر ومشرک می دانند وخون ومال آنها را حلال وهرگاه مسلمانی شفاعت بخواهد وتوسل بجوید بکسیکه خداوند متعال برای او چنین مقام ومنصبی قرار داده، با توپ وتفنگ به او حمله کرده وخونش را می ریزند.

                                 ( ادامه در مقاله بعدی)