تبلیغات
حقایقی ازقرآن،نقدوهابیت،پاسخ به شبهات وهابیت. - شباهت وهابیت با خوارج (2)

                            شباهت وهابیت با خوارج (2)

7-پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم درباره خوارج فرمود: اینها از دین بیرون می روند همانطور که تیر از کمان بیرون می رود.

نظیر همین مطلب را پیغمبر اکرم درباره وهابیها فرمود.

احمد بن حنبل در مسندش از ابن عمر نقل نموده که پیغمبر اکرم فرمود: بارالها شام ما را برای ما با برکت بگردان. بارالها یمن ما را برای ما با برکت گردان.بعضی از صحابه گفتند: ونجد مارا. حضرت دوباره دعایشان را تکرار کردند وباز اصحاب گفتند : ونجد مارا .حضرت فرمود : در نجد لغزشها وسختیها وفتنه ها برپا شود ودر آنجا تابعان شیطان ظهور میکنند.

همین روایت را بخاری در کتاب (فتن) از ابن عمر نقل میکنه.

ترمذی هم در کتاب مناقبش واحمد در مسندش ومسلم در صحیحش ومالک در الموطاء نقل میکنند: پیغمبر در حالیکه مقابل مشرق (منظور نجد است  چون نجد در سمت شرق مدینه واقع شده) قرار گرفته بود فرمود: ابتدا کفر از این طرف است از جائی که تابعان شیطان پدید آیند. در تمام این احادیث این جمله مشترک است( من حیث یطلع قرن الشیطان)

بخاری به سند خود از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نقل میکنه که فرمود: مردانی از طرف مشرق زمین خروج می کنند. آنان قرآن می خوانند ولی از گلویشان تجاوز نمی کند.از دین خارج میشوند همانگونه که تیر از کمان خارج میشود وعلامت آنها تراشیدن سر است.

قسطلانی در ارشاد الساری ج15 ص626 در شرح این حدیث می گوید :)من قبل المشرق ) یعنی از طرف شرق مدینه مثل نجد ومانند آن.

 می دانیم که نجد مرکز وهابیها وموطن اصلی آنان بود که از آنجا به دیگرشهرها منتشر شدند. وهمچنین  تراشیدن موی سر وبلند گذاشتن ریش از شعارها ونشانه های آنان بود. 

در کتاب قاموس مکانها وبقعه ها آمده: شهرهای نجد در شرق شهرهای حجاز واقع شده وآن شهرها دو قسم اند: نجد حجاز ونجد عارض. واز شهر های نجد، قرامطه ومسیلمه کذاب ووهابیها بیرون آمدند وپایتخت نجد، شهر ریاض است.

یکی از کسانی که با وهابیها به مبارزه برخواسته وکتابی در رد آنها نوشته سلیمان بن عبدالوهاب برادرمحمد بن عبدالوهاب ( موسس فرقه وهابیت)است. سلیمان بن عبدالوهاب می گوید : از چیزهائی که مذهب وهابیت را باطل می کند حدیثهائی است که در صحیح بخاری  وصحیح مسلم از پیغمبر نقل شده که آنحضرت فرمود: ابتدای کفر از طرف مشرق است. ودر روایت دیگر فرمود: ایمان از سمت یمن وفتنه از این سمت از جائی که تابعان شیطان پدید آیند. ونیز فرمود در حالیکه مقابل مشرق قرار داشت: آگاه باشید فتنه از این سمت است.

شیخ سلیمان بعد از نقل این احادیث می گوید: گواهی میدهم که رسول الله راستگو بوده واداء امانت وتبلیغ رسالت کرده.سپس از ابن تیمیه نقل کرده که گفته :مقصود از مشرق، سمت شرق مدینه رسول الله است (یعنی شهر نجد) واز آنجا مسیلمه کذاب که ادعای پیغمبری نمود، بیرون آمد واول امری بود بعد از پیغمبرکه از سمت شرق ظاهر شد ومردم تابع او شدند.

سپس سلیمان بن عبدالوهاب می گوید: پندارهای وهابیها برخلاف فرموده رسول خدا می باشد.چون اهل شهرهائی که پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم درباره آنان دعای خیر کرده، وهابیها آنان را کافر می دانند ومکانی که پیغمبر فرموده : تابعان شیطان از آنجا پدید می گردد وفتنه وفساد از آنجا بر می خیزد، وهابیها شهر ایمان دانسته ومعتقدند : مردم باید به آنجا مهاجرت نمایند.

                     

8- همانطور که خوارج آیاتی که درباره کفار ومشرکین وارد شده ، بر مسلمانان ومومنین تطبیق می دهند، وهابیها هم آیات وارده درباره مشرکین را در شان مسلمانان دانسته وبرآنها تطبیق می کنند.

بخاری در صحیح خود از عبدالله بن عمردر توصیف خوارج روایت نموده که اینان آیات وارده درباره کفار را به مومنین نسبت می دهند.

غیر بخاری هم از عبدالله بن عمر روایت کرده اند که پیغمبر فرمود: مهمترچیزی که بر امت خود می ترسم ، مردانی هستند که قرآن راتاویل نموده وبر غیر مورد خود تطبیق می دهند.

از ابن عباس نقل شده که گفته : مانند خوارج نباشید! اینها از روی نادانی آیاتی که درباره اهل کتاب ومشرکین نازل شده درشان اهل قبله دانسته وخونهای مسلمانان را ریختند واموال آنها رابه غارت بردند.

وهابیها هم مانند این آیات وارده بر مشرکین  وکفار رامثل ( أ غیر الله اتخذ ولیا)( فارونی ماذا خلق الذین من دونه)(ان الذین تدعون من دون الله لن یخلقوا ذبابا) بر مسلمانان تطبیق میدهند.بدون اینکه تفاوتی بین آنها قائل شوند.

9-وهابیها، از جهت شکل ظاهری نیز به خوارج شباهت دارند.چون خوارج همیشه موهای سر خود را می تراشیدند. وهابیها هم مانند خوارج سرهای خود را می تراشند.

روایات زیادی وارد شده در مذمت گروهی که علامت آنها سرهای تراشیده است واین روایات هم بر خوارج وهم بر وهابیها تطبیق می کنه. مانند کلام پیامبر اکرم که فرمودند: مردانی از امت من که نشانه وعلامت آنها سرهای تراشیده است، قرآن می خوانند ولی از حلقوم آنها تجاوز نمی کنه واز دین بیرون می روند مانند تیر از کمان.

در حدیث دیگر که بخاری نقل می کند. آن حضرت فرمود: بیرون می آیند مردمانی از سمت مشرق که قرآن می خوانند ولی از گردن آنها تجاوز نمی کند.از دین بیرون می روند مانند تیر از کمان.وهمانطور که تیر به کمان بر نمی گردد، آنها نیز بسوی دین برنمی گردند. از پیامبر سوال شد این اشخاص چه علامتی دارند؟ فرمود: سرهای تراشیده شده

شیخ احمد بن زینی دحلان در کتابش بنام( خلاصة الکلام فی امراء البلد الحرام) می گوید: این کلام پیغمبر که فرمود: علامت آنها سرهای  تراشیده است ، صریح وآشکار است که مقصود همان وهابیهای تابع محمدبن عبدالوهاب هستند که از سمت مشرق بیرون آمدند. چون وهابیها هر کسی که تابع آنها می شد، او را وادار می کردند تا سرش را بتراشد وتا وقتی که سرش را نمی تراشید از او جدا نمی شدند.

شیخ احمد بن زینی دحلان ازسید عبد الرحمان اهدل مفتی ربید نقل کرده که ایشان گفته : برای رد وهابیها احتیاج به نوشتن کتاب نیست بلکه کفایت می کند در رد این فرقه ، کلام پیغمبر اکرم که فرمود : نشانه آنها سرهای تراشیده است چون این عمل را غیر از وهابیها  گروه دیگری از اهل بدعت لازم نمی دانستند.

10- خوارج مسلمانان را می کشتند وبت پرستان را به اسلام دعوت می کردند.وپیامبراکرم هم ازاین واقعه خبر داده. در کتاب سیره حلبیه از پیامبر نقل شده که درباره خوارج فرمودند : اینان قرآن می خوانند ولی از گلو وحنجره آنها تجاوز نمی کند. دلهای ایشان از فهم قرآن بی خبر وبهره ای از قرآن جز خواندن با دهان نمی برند.مسلمانان را کشته وبت پرستان را به اسلام دعوت می کنند.

 این عمل عینا در وهابیها مشاهده میشود. مسلمانان را کشته وبت پرستان را به اسلام دعوت می کنند. وتا کنون با غیر مسلمان نجنگیده اند وحتی یک نفر بت پرست را نکشته اند وبزرگترین شاهد در خونریزی وبی باکی نسبت به مسلمانان، کشتار بی رحمانه آنان بود نسبت به اهل طائف بی گناه. وهمچنین کشتار آنها نسبت به اهل کربلا در سال 1216 هجری قمری . وهمچنین کشتار نسبت به شهرهای اسلامی همسایه شان مانند: عراق، حجاز ، یمن ، واردن شرقی وغیره....وکشتار هزار نفر یمنی که برای انجام فریضه حج به حجاز آمده بودند درسال 1341 که این افراد را در بین راه مانند گوسفند سر بریدند.

وهابیها با هیچ بت پرستی به جنگ وجدال نپرداخته اند با اینکه کافر وملحد وبت پرست در روی زمین فراوان می زیسته. بعد از اینکه قوای مسلمانان ضعیف وممالک آنان در تحت نفوذ وسیطره استعمارگران  درآمد واسلام در مرکز خودش غریب گردید، تنها شجاعت و مردانگی وجنگ وخون ریزی آنها مخصوص مسلمانان شد.

با کمی تحقیق وتفحص شباهتهای دیگری هم می توان یافت.ولی ما به همین مقدار بسنده می کنیم وبقیه را به تحقیق خواننده وجویای حق وحقیقت حواله می دهیم.