تبلیغات
حقایقی ازقرآن،نقدوهابیت،پاسخ به شبهات وهابیت. - چرا دیه زن نصف دیه مرد است؟؟؟؟؟؟؟

سوال: اسلام دین عدالت ومساوات است---------این مسئله مربوط به صدراسلام است-------امروز زنان درجامعه نقش فعال دارندپس بایددیه آنها بامرد یکی باشه---------زنان از نظرتحصیلات دربعضی مواقع ازمردان بالاترند----------

جواب:

اولا:بین مساوات وعدالت فرق است.عدالت یعنی هرچیزی درجای خودومحل خودش قرارگرفتن است وهرموجودمستحقی به حق خودش برسدوهدف ازبعثت تمام انبیاءبرقرای عدالت وقسط درجامعه است.

ولی مساوات آن است که همه مردم به یک چشم دیده شوند وفرقی بین عالم وجاهل وفعال وغیرفعال گذاشته نشود.

گاهی برقراری مساوات درجامعه ظلم خواهدبود.اگرجامعه ای بین انسانی که عمری را به تحصیل علم وآموختن فنی گذرانده وبین انسانی که عمرش را به بطالت گذرونده ،فرقی قائل نشه این نوع مساوات ظلم خواهدبود.

دربین زن ومردباید عدالت برقرارنمود نه مساوات.وعدالت به این است که هرکدوم طبق آن توان وشایستگی خودبه حقشان برسند.هرکدام براساس آفرینششان وظیفه خودرا انجام دهندوالامساوات بین زن ومردظلم خواهدبود.زیرا زن ومرد درنظام تکوین وآفرینش دو موجود متفاوت ازجهات مختلفندوهرکدام ماموریت جداگانه ای دارندودرعین اینکه هردوموجودی کامل هستند،هردو مکمل یکدیگرهم هستند.

ثانیا:دیه که خونبهای انسان نیست وتعبیر به خون بهاء یک نوع مسامحه درعنوان است بلکه دیه یک نوع مجازات وجبران وخسارت مالی است.پرداخت دیه برای مجرم یک نوع مجازات مالی است تادیگرمرتکب اشتباه وضرربه دیگران نشود.وجبران مالی است برای فردیا خانواده فردی که موردظلم واقع شده.زیرا مردی که موردضرب وجرح یا مقتول واقع شده مدتی ازفعالیتهای اجتماعی واقتصادی محروم گشته و ضرربزرگ اقتصادی به خانواده اش واردشده وبرای جبران آن باید فرد مجرم،خسارت آنرا بپردازد.

بنابراین کاملا معلوم وروشن است ،ضرر مالی واقتصادی که باازبین رفتن مردبه خانواده میخورد،بیشترازاز بین رفتن یک زن میباشد.برهمین اساس دیه مرد دو برابردیه زن است.


خلاصه اینکه چون  مرد درمسائل اقتصادی بازدهی بیشتراز زن دارد دیه آن هم بیشتراست.البته این زیادی دیه دلیل ارزشمندی بیشترمرد نسبت به زن نمیباشد.چون مسئله دیه یک بحث اقتصادی است ومردان بیشتردرمسئله اقتصادی بازدهی دارند،دیه آنها بیشتراست ولی ازجنبه های دیگرممکنه که زن یرتری داشته باشه.

اما ضربه روحی وروانی وعاطفی که برخانواده مقتول (چه مردچه زن)وارد میشود قابل جبران با هیچ چیزی ازامور مالی نخواهدبود گناه آن تاروز قیامت بر گردن فرد قاتل خواهدبودوخداوند بزرگ به حسابش رسیدگی خواهد کرد.قرآن کریم میفرماید:اگر کسی فردی رابه ناحق بکشد مانند آن است که همه مردم دنیارا کشته است.آری خون یک انسان خداپرست ومومن اینقدرارزش دارد که با امور دنیوئی ومسائل مالی قابل مقایسه نیست وغیرقابل جبرانه.

ممکنه این سوال پیش آید که گاهی وقتها بعا فوت مردیا طلاق و...نان آورخانه زن قرار میگیردبطوری که با از بین رفتن زن ضرر قابل توجهی به فرزندان وخانواده اش وارد میشود،اگر دیه این زن نصف دیه مردباشه آیا نوعی ظلم واجحاف درحق او نشده؟؟؟؟

جواب:حکمت احکام اسلام ودستورات دین غالبی است.یعنی قانونگذاردر وقت جعل حکم وقانون اکثر مردم رادرنظر میگیرد نه تک تک افراد را.وقتی که بیشتروغالب مردم مشمول حکم قرار گرفتند آن حکم وقانون را واجب ولازم الاجرا میداند.اگرچه قانون شامل عده ای نمیشودولی با زدن تبصره واستثناءاتی برای آن افرادقانون دیگری وضع میکنه. واین موضوع درکل قوانین دنیا هست وهمه قانونگذاران عالم این راقبول دارن.مانند قانون راهنمائی ورانندگی یا خدمت سربازی.مثلادرقانون خدمت سربازی قانونگذارهمه جوانان 19 ساله رادرنظر میگیره وملاحظه تمام جوانب از جمله مصالح مملکت وتقویت بنیه دفاعی ونظامی کشورو....را مینماید بعد میگویدهمه جوانان 19ساله باید به خدمت سربازی بروند.این قانون کلی وعمومی است اگرچه بعضی ازجوانان 19 ساله به دلایلی ازاین قانون مستثنی میشوند.حال درقانونهای الهی وشرع مقدس اسلام،که قانون دیه زن نصف دیه مرداست، این قانون کلی وعمومی است چون درجامعه معمولا نان آورخانه مرداست نه زن.واصولا شرع مقدس این وظیفه را به گردن مرد گذاشته نه زن.اگرچه این قانون هم مثل همه قوانین دنیا استثناءبردارهم هست. حال اگردر بین جامعه زنانی بودندکه نان آورخانواده ای بودند وبا ازبین رفتن آنها ضربه اقتصادی به خانواده آنها وارد میشوددراین موارد استثنائی،این قاضی دادگاه  وحاکم شرع است که با اختیاراتی که دارد وقانون هم پیش بینی کرده بایداز طریق مجرم یا بیت المال این کمبوداقتصادی وضربه مالی راجبران نماید.

ثالثا:اینکه گفته شداین قانون دیه مربوط به صدراسلام میباشه درجواب میگوئیم:حضرت محمد خاتم وآخرین پیامبر الهی است وتا قیامت پیامبری نخواهد آمدوکتاب الهی که قرآن کریم میباشدوسنت مطهراوتا قیامت بدون تغییر وثابت خواهدبودلذا امام صادق علیه السلام فرمودند:چیزی را که حضرت محمد صلی الله علیه وآله حلال نموده تاروز قیامت حلال وانچه راکه حرام نموده تاروز قیامت حرام خواهد بود.

اگرچه بعضی از احکام دینی بخاطرعنوان ثانوی که پیدا میکنند تغییر می یابد.وتغییرآن هم بدلیل تغیر موضوع است والاحکم تغییرنمی کنه واگردر بعضی مواقع تغییر میکنه به عنوان موقت خواهدبود یا طبق مصالحی تغییر میکنه.وقانون دیه ازآن قوانین ثابت وبدون تغییراست.

 

رابعا:اما اینکه گفته شد زنان امروزی نسبت به زنان صدر اسلام فعالیت بیشتری دارنددر جواب میگوئیم.همانطوری که امروززنان درجامعه فعالیت دارند،در صدر اسلام هم نقش عظیمی داشتند حتی فعالیت ونقش بعضی از زنان صدر اسلام ودر طول تلریخ چنان برجسته ونورانی است که با احدی از زنان امروزی قابل مقایسه نیست مانند نقش حضرت آسیه ،مریم،حضرت خدیجه وفاطمه وحضرت زینب سلام الله علیهم اجمعین وشجاعت واز خودگذشتگی بعضی از زنان مثل مادر وهب ابن عبدالله در واقعه کربلاکه در تاریخ بی نظیر است.کاری که حضرت رینب در نهضت عاشورا انجام داد بسیاری از مردان از انجام آن عاجز هستنذد.تا چه رسد به زنان. دفاعی که حضرت فاطمه سلام الله علیها در دفاع از ولایت وامامت نمود بی نظیر است.

خامسا:مگر مسولیت تربیت وپروش نوزادان در آغوش پر مهر مادران مسولیت کوچکی است؟؟؟؟در حال که اگر خوب بنگریم این وظیفه است که خداوند حکیم برعهده زنان قرار داده واز مردان چنین کار خطیر وعظیمی ساخته نیست.زیرا زن ازجهات بدنی واخلاقی وعاطفی مناسب این کار آفریده شده است ووظیفه اصلی زن در نظام تکوین وآفرینش تربیت فرزندان است اگرچه کار زن در خارج از منزل در صورتی که به وظیفه اصلی اش ضرر نزند وعفاف وحدود الهی را رعایت کنه اشکال ندارد.بر همین اساس که وظیفه اساسی زن تربیت فرزندان می باشد،رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودن:((بهشت زیر پای مادران است ))ونیز فرمود((هنگامی که دوران شیر دادن تمام شد،ومادرفرزندش را از شیر گرفت تمام گناهانش بخشیده خواهد شد))وحضرت علی علیه السلام فرمود)): جهاد زن خوب شوهرداری کردن است)) وحضرت امام خمینی فرمود:)(شغل تربیت فرزند از همه شغلها بالاترومهمتر است.این شغل شغل انبیاءاست))باز فرمود:((از دامن زن مرد به معراج میرود))یعنی اگر مردان بزرگ به مقامات بالای معنوی وانسانی رسیدند ومنشا خدمات بزرگی در جهان شدند مدیون دامن طاهر وشیر پاک وتقوای مادرانشون بوده است.

سادسا:ما قدرت درک وفهمیدن فلسفه کلیه احکام الهی را نداریم زیرا گاهی قرآن کریم وروایات (به صورت جزءالعله نه تمام العله) علت احکام راذکر کرده اند.بعضی از اوقات عقل انسان علت حکم را تا حدودی متوجه میشود وگاهی با پیشرفت علوم کمی روشنتر میشود بطوری که بعد از چهارده قرن دانشمندان علوم تجربی به بعضی از علت احکام پی برده اند.ولی گاهی عقل بشر توانائی درک وفهم دستورات الهی را ندارد برای اینکه ما عقیده داریم که دستورات اسلام متکی به علم خداوند است وعلم خداوند هم نا محدود است ولی علم ما محدود است.ونیز میدانیم که احکام اسلام طبق مصالح ومفاسد وضع شده اند یعنی واجباتش مصلحت وفایده برای بشر دارد ومحرماتش مفسده وضرر دارد.

بنابراین وقتی ما خداوند بزرگ را حکیم بدانیم واحکام بر اساس مصالح ومفاسد وضع شده اند وعقل بشریت قدرت درک وفهم فلسفه جزئیات احکام را ندارد،باید به طور تعبد احکام الهی را بپذیریم وعمل نمائیم.مثل پزشکی که وقتی برای ما داروئی را تجویز میکنه بدون چون وچرا ازش میپذیریم چون بهش اطمینان داریم.هر چند که از فایده وضرر داروها کاملا آگاهی نداشته باشیم.


نوشته شده توسط محقق گمنامدر تاریخ : شنبه 9 اردیبهشت 1391
برچسب ها : دیه زن، دیه،