تبلیغات
حقایقی ازقرآن،نقدوهابیت،پاسخ به شبهات وهابیت. - سوءاستفاده ازآزادی:

  سوءاستفاده ازآزادی:

امروزه درجهان غرب با اینکه حدودنیم قرن واندی است که ندای حقوق وتساوی زن ومرد را سر داده اند،جنایت وظلمشان اگربیشتراز زمانهای جاهلیت نباشد،کمتر نیست.

بنام تساوی،زنان راباحقوق بسیارناچیزبه کارخانه ها کشاندند.با اینکه خداوند سبحان،طبیعت زن را برای کارهای سخت خلق نکرده است.زنان را به امور بسیار مشقت بار سوق دادند که این خود باعث پرکردن جیب سرمایه داران غربی وفرسوده کردن جسم وروح زنان می گردید.

بنام آزادی،او را ازخانه که محل تربیت کودک ومردان بزرگ درآینده بود،به مراکز فحشاء کشاندند تابا جذب مشتری بیشتر،منبع درآمد هنگفتی برای صاحبان این مراکز شوند.

بنام آزادی وتساوی،ازوجود زن برای فروش لوازم آرایش ولباسهای جدیدکارخانه هایشان،ونیزساختن فیلمهای منافی عفت ومستهجن وجذب مردم مخصوصا جوانان به سینما استفاده کردند تا با این روشها در کسب وتجارت خود موفقتر باشندو از سود کلانی بهره مند شوند.

بنام آزادی،دخترشایسته ونمونه سال انتخاب می کنند وبا چاپ عکسهای عریان در ابعاد مختلف در مجله ها و روزنامه ها از وجود آنها استفاده می کنندتا به این طریق مشتری بیشتری برای خود جذب کنند.

امام خمینی رحمه الله علیه در این مورد می فرماید: هر کس بخواهد شمه ای ازآن جنایات مطلع شود به روزنامه ها ومجله ها وشعرهای اوباش واراذل رضاخان از روزگار سیاه کشف حجاب الزامی به بعد مراجعه کند واز مجالس ومحافل ومراکزفساد آن زمان سراغ بگیرد.رویشان سیاه وشکسته بادقلمهای روشنفکرانه آنان.وگمان نشودکه آن جنایت(که)با اسم آزادی زنان وآزادی مردان(صورت گرفته)،بدون نقشه جهانخواران وجنایتکاران بین المللی بود.

یکی از نقشه های آنان کشاندن جوانان به مراکز فحشاء بود که موفق شدند وکشور ما رااز جوانانی که عضو فعال جامعه اند تهی کردند ومغزهای آنان را از قوه تفکرخلع سلاح نمودندکه هر چه از این کشور آفت زده وغرب رده بچاپند وبه یغما ببرند همگان بی تفاوت باشند.

ابر جنایتکاران که ادامه حیات خود را در اسارت ملتها،بویژه ملتهای اسلامی می دانند،برای پیروزی هر چه سریعتر نقشه هایشان، چه راههایی را که برای انحراف ومنحرف نمودن وبه فساد کشاندن بانوان مظلوم در پیش گرفتند و با ظاهرفریبنده ای به اسم زن مترقی، نسبت به زن ،این قشر انسان پرورو آموزگار چه ظلمهاو جنایتها نمودند.(زن از دیدگاه امام خمینی ص100-صحیفه نور ج12 ص72)


نوشته شده توسط محقق گمنامدر تاریخ : یکشنبه 10 اردیبهشت 1391